شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

به ديدهء انصاف بنگريم 61

نفثة المصدور ( فارسى )

« العظم ، ضدّ الصّغر ، يقع على الأجرام و ما تتجسّم عنه . . . » . المخصّص ، لابن سيدة ، جلد 13 ، صفحهء 64 . « العظم ، فى صفات الاجسام : كبر الطّول و العرض و العمق » . لسان العرب ، النّهاية فى غريب الحديث و الأثر . « عظم ، بالضمّ ، بزرگى . . . و بكسر اوّل و فتح ظاى معجمه ، بمعنى كلانى ، ضدّ صغر » . غياث اللّغات ، و با تفاوتى اندك در عبارت ، و به اختصار ، منتخب اللّغات و مؤيّد الفضلاء . 49 - [ همان صفحه سطر 12 ( با زين همه كه از غايت احتراز رعايت ايجاز كردم ) اين تركيب در قسمت لغات توضيح داده نشده ظاهرا بمعنى ( با آنهمه ) است و كلمهء ( باز ) بجاى ( با ) استعمال مىشود و اين لفظ در تاريخ جهانگشاى جوينى بسيار ديده شده و گويا استعمال آن خاص بنويسندگان خراسان بوده است . ] بايد بدان معلّم ارجمند يادآور شد ، كه محلّ ذكر اين نوع استعمالات در فرهنگ لغات و تعبيرات و كنايات ، و يا به گفتهء ايشان [ قسمت لغات ] نيست ، جاى آن در مبحث خصوصيّات صرفى و نحوى و دستورى است ، و در همان مقام نيز ، در صفحهء « شش » ، سطر 3 - 6 ، بدان اشارت رفته ، نهايت آنكه ايشان را فرصت مطالعهء دقيق كتاب نبوده ، و يا خداى ناكرده ! تغافل و تعامى فرموده‌اند . امّا اينكه افاده كرده‌اند : [ اين لفظ در تاريخ جهانگشاى جوينى بسيار ديده شده ] ، كاش براى مزيد فايده ، خوانندهء مقالت خود را به صفحهء « قيا » ، از مقدّمهء علّامهء مرحوم محمّد قزوينى بر جلد اوّل جهانگشاى - كه اين بحث در آنجا به تفصيل مذكور افتاده است - حوالت مىدادند . بديهى است مراد من بنده از اين تذكار هرگز اين نيست ، كه ايشان اين نكته را از همان مقدّمهء مرحوم قزوينى اقتباس فرموده‌اند . 50 - [ ص 111 سطر 7 ( اين نوبت دل كه با مصائب پاى در گو نهاده بود الخ ) در قسمت لغات اين اصطلاح توضيح داده نشده است گو بطوريكه ميدانيم بمعنى مغاك و گودال است و پاى در گو نهادن كنايه از مهيّا شدن براى مصارعت و محاربت است و